- سه شنبه ۳۰ شهریور ۹۵
دیروز به طور اتفاقی...
پارسا جعبه ی خاطراتمو دید...
هی اصرار پشت اصرار که من ببینم توش چیه...
منم از اونجایی که کادوی پنهانی واین جور چیزا توش نداشتم براش آوردم...
گفتم بذار دله بچه خوش بشه....
وقتی داشتم تک تک وسیله هارو بهش نشون می دادم ...
یه کاغذ پیدا کردم...
یه برگ دفتر کنده شده...که بیچاره حالو روز خوبیم نداشت....
شروع کردم به خوندنش....
- دوشنبه ۱۷ خرداد ۹۵
- ادامه مطلب
- شنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۵
نیمه ی گمشده ی عزیزم ...
لطفا قبل از پیدا کردن من حتما گیتار زدنو یاد بگیر...
خداجونم شمام ی لطفی کن...
نیم دونگ صدا برای خوندن بهش بده...
با سپاس فراوان!!!!....
+نیمه ی گمشده ی خوش صدا وهنرمند خواسته ی زیادیست عایا؟؟؟؟
- يكشنبه ۲۲ فروردين ۹۵
یکی از فانتزیام اینه که لب دریا دور آتیش نشسته باشیم...
من اینور توام اونور دقیقا روبروم...
بعد همه بهت اصرار کنن که باید بخونی...
توام گیتارتو از کنارت برداری بذاری رو پات..
ی نگاه بهم بندازی و شروع کنی به خوندن این آهنگ...
- پنجشنبه ۱۹ فروردين ۹۵

درباره ی احساسش و روزمرگی هاش...
قضاوت ممنوع!... :(
-
درد ودل نوشت (۱۶)
-
یهویی نوشت (۱۷)
-
مهمونی نوشت (۴)
-
تلخ نوشت (۶)
-
فانتزی نوشت (۵)
-
بدبختی نوشت (۳)
-
متفرقه نوشت (۱۳)
-
خوشبختی نوشت (۸)
-
خانوادگی نوشت (۶)
-
حال خوب نوشت (۶)
-
دخترونه نوشت (۴)
-
بدشانسی نوشت (۱)
-
حال خراب نوشت (۷)
-
تیکه نوشت (۲)
-
ماه رمضان نوشت (۷)
-
دوستانه نوشت (۱)
-
عشقولانه نوشت (۶)
-
عصبانی نوشت (۲)
-
گلایه نوشت (۱)